بازاریابی؛ از شکل نوین بردگی نیروی کار تا اخلالگری برخی شرکتهای پخش در بازار
دربارهٔ مسائل و مشکلات مشاغلی مانند کولهبری، مسافرکشی و دستفروشی، رسانهها از زوایای مختلف مطالبی منتشر کردهاند و تا اندازهای جامعه را با دشواریهای این مشاغل آشنا ساختهاند؛ اما بازاریابی، با وجود گسترش حضور آن در بازار کار، کمتر مورد توجه رسانهها قرار گرفته است.
وضعیت اقتصادی کشور، تورم و بیکاری گسترده، خانوادههای بسیاری را در تنگنای معیشتی قرار داده است؛ بهگونهای که گاهی دو یا سه شغل نیز برای گرداندن چرخ زندگی در سطحی معمولی کافی نیست. کولهبری، مسافرکشی، دستفروشی و بازاریابی، در چنین شرایطی، برای بخشی از مردم به راهی برای تأمین معاش تبدیل شدهاند.
دربارهٔ مسائل و مشکلات مشاغلی مانند کولهبری، مسافرکشی و دستفروشی، رسانهها از زوایای مختلف مطالبی منتشر کردهاند و تا اندازهای جامعه را با دشواریهای این مشاغل آشنا ساختهاند؛ اما بازاریابی، با وجود گسترش حضور آن در بازار کار، کمتر مورد توجه رسانهها قرار گرفته است.
اگر هم مطالبی دربارهٔ این حرفه منتشر شده، بیشتر تصویری مدرن و متناسب با جوامع پیشرفته از آن ارائه شده است؛ تصویری که در آن، بازاریابها افرادی باهوش، برخوردار از روابط عمومی قوی و مهارتهای ارتباطی بالا معرفی میشوند که قلب تپندهٔ خریدوفروش محصولات و خدماتاند. در این تصویر، شرکتهایی هم که بازاریابها در آنها مشغول به کارند، مجموعههایی با سازوکارهای پیشرفتهاند که محصولات سالم و باکیفیت را با قیمت مناسب به بازار و مشتریان عرضه میکنند.
اما آیا واقعیت فعالیت این شرکتها در ایران، بهویژه در کردستان، نیز چنین است؟
بررسیهای میدانی خبرنگار ئایان خبر در دو تا سه ماه اخیر، تجربهها و پرسشهای تازهای را دربارهٔ فعالیت برخی شرکتهای پخش محصولات مطرح کرده است؛ پرسشهایی که بررسی و پیگیری آنها میتواند برای دستگاههای نظارتی، فعالان بازار و کسبه اهمیت داشته باشد.
شاید برای بسیاری از مردم تازگی داشته باشد که در پسِ ظاهر آراسته و حرفهای برخی از این شرکتها، چه مناسباتی جریان دارد و چگونه ممکن است شیوههای فعالیت آنها، از نحوهٔ قیمتگذاری و عرضهٔ کالا گرفته تا چگونگی محاسبهٔ حسابوکتابها، بر نظم مالی بازار و چرخهٔ اقتصادی تأثیر بگذارد. همچنین، موضوع عرضهٔ کالاهای بیکیفیت یا تاریخمصرفگذشته از سوی برخی شرکتها، در صورت تأیید و مستندسازی، از جمله مسائلی است که نمیتوان از کنار آن بهسادگی گذشت.
اما این تنها یک سوی ماجراست. سوی دیگر، شرایط کاری افرادی است که به نام بازاریاب در این شرکتها استخدام میشوند؛ افرادی که ممکن است در برخی موارد، با تضییع حقوق و مزایا، ساعات کاری طولانی و شیوههای غیرشفاف محاسبهٔ دریافتیها روبهرو باشند.
در برخی از این شرکتها، ساعات کاری بازاریابها ظاهراً تابع ضوابط روشنی نیست و به بهانهٔ فروش بیشتر و کسب سود بالاتر، از نیروی کار انتظار میرود ساعتهای طولانیتری فعالیت کند. از سوی دیگر، نبود شفافیت کافی در محاسبهٔ فروش و پورسانت میتواند باعث شود سهم واقعی بازاریابها از حاصل کارشان کمتر از میزان مورد انتظار باشد.
مسئله زمانی جدیتر میشود که بازاریاب، به دلیل نرسیدن به سقف فروش تعیینشده، نهتنها از دریافت پورسانت محروم شود، بلکه با کاهش حقوق و مزایای خود نیز روبهرو شود؛ موضوعی که قانونی یا قراردادیبودن آن، به شرایط استخدام و توافقهای طرفین بستگی دارد و نیازمند بررسی دقیق است.
با این حال، چرا بسیاری از بازاریابها در برابر شرایط نامطلوب کاری سکوت میکنند یا ناچار به ادامهٔ کار میشوند؟ پاسخ را باید در شرایطی جستوجو کرد که بیکاری گسترده و وضعیت نامناسب اقتصادی، امکان انتخاب شغل و اعتراض به شرایط ناعادلانه را برای بسیاری از افراد محدود کرده است.
در چنین وضعیتی، مرز میان یک شغل دشوار و رابطهای ناعادلانه که حاصل رنج نیروی کار را ضایع میکند، کجاست؟ آیا میتوان از شکل نوینی از بردگی نیروی کار سخن گفت؛ وضعیتی که در آن، فرد برای تأمین معاش خود ناچار است شرایطی را تحمل کند که ممکن است حقوق و کرامت شغلی او را نادیده بگیرد؟
بهزودی و به تفصیل به روشهای فعالیت برخی از این شرکتهای پخش محصولات خواهیم پرداخت؛ اینکه چگونه از شرایط کنونی سوءاستفاده میکنند، بازاریابها را در شکل نوین بردگی نیروی کار گرفتار میسازند و حاصل رنج آنها را ضایع میکنند. در بخش دیگری از این گزارشها نیز به چگونگی اخلال برخی از این شرکتها در چرخهٔ اقتصادی جامعه و پیامدهای عملکرد آنها برای بازار خواهیم پرداخت.

«یادداشت سردبیر»
مرتضی حق بیان
پربیننده ترین
آخرین اخبار
- ● بازاریابی؛ از شکل نوین بردگی نیروی کار تا اخلالگری برخی شرکتهای پخش در بازار
- ● امکانات شهری از تهران تا شهرستانهای کمبرخوردار
- ● تا سکوی قهرمانی؛ روایتی از مسیری که دیده نمیشود
- ● از ماده ۵۵ قانون شهرداری تا حق شهروندان برای عبور و زندگی
- ● سه مسئول، یک شهر و سؤالهایی که بیپاسخ نخواهند ماند
- ● مسیر اشتباه نقد در سینما و تلویزیون؛ وقتی مفسد را میبینیم، اما فساد را نه
- ● ۴۸ ساعت تا فتح نایسر؛ وقتی ون شهرداری به جنگ ۲۰ سال مشکلات میرود!
- ● آنسوی شکستگی؛ جستوجوی سارا ثنایی برای یافتن زیبایی در دل شیشههای شکسته
- ● صدای زنان در مدیریت و جامعه شهر دیواندره
- ● روز خبرنگار و یک سؤال ساده از شهرداری سنندج: شهر مقاوم است یا فقط گزارشهای مقاوم داریم؟
- ● نزاع غنینژاد، شریعتی و سروش؛ جدال بر سر آینده ایران یا گذشته آن؟
- ● کشتن سگها؛ راهحل نیست، فرار از مسئولیت است
- ● تراژدی سنندج و ضرورت بازتعریف مرز میان حمایت از حیوانات و حق حیات انسان
- ● تیم استان کردستان در مسابقات قهرمانی کونگفوی فدراسیون بانوان جایگاه سوم تیمی را از آن خود کرد.
- ● وقتی دانشجو در برابر ساختار تنها میشود