کدخبر: ۱۱۳۶
۱۰ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۳۹
چاپ
لینک کپی شد

به بهانه‌ی نمایش فیلم «آقای زالو» ساخته‌ی مهران احمدی

مسیر اشتباه نقد در سینما و تلویزیون؛ وقتی مفسد را می‌بینیم، اما فساد را نه

شاید بد نباشد یک‌بار، به جای آن‌که فقط زالو را نقد کنیم، بستر را هم ببینیم. شاید به جای پرسیدن اینکه: «این آدم چرا زالو شد؟» باید پرسید: «چه چیزی زالو تولید می‌کند؟ و شاید از همین‌جا، نقد واقعی آغاز شود.

یادداشت سردبیر

چرا در بسیاری از آثار ما، مفسد ساخته می‌شود اما فساد نه؟
سؤال ساده‌ای است.
اما شاید پاسخ آن‌قدرها ساده نباشد.
در چند سال اخیر، فیلم‌ها و سریال‌هایی با ادعای نقد فساد اقتصادی، اخلاقی و اداری، بیشتر از گذشته راه خود را به سینما و تلویزیون باز کرده‌اند؛ آثاری که برای نزدیک شدن به مخاطب، سبک کمدی در پیش گرفته‌ و گاهی برای جذاب‌تر شدن، از هر آنچه بتواند خنده‌ای بگیرد یا حساسیتی ایجاد کند، استفاده می‌کنند. اما مسئله اساسی اینجاست: هم نقد صحیح را خراب می‌کنند، هم فیلم کمدی را.

آیا وقتی شخصیت فاسدی را پیدا می‌کنیم، او را رسوا و وادار به پشیمانی می‌کنیم، یا مجبور به فرار می‌شود، واقعاً فساد را نقد کرده‌ایم؟
به فیلم «آقای زالو» که نگاه می‌کنیم، این پرسش دوباره خودش را نشان می‌دهد.
در بخش قابل توجهی از فیلم‌های انتقادی، مسیر تقریباً مشخص است.
یک فرد داریم. فردی که زیاده‌خواه و فرصت‌طلب است، اخلاق را کنار گذاشته و از موقعیتی که در اختیارش قرار گرفته سوءاستفاده کرده است.

دوربین هم او را پیدا می‌کند.
بعد، همه‌چیز حول او می‌چرخد.
او می‌شود «مفسد».
او می‌شود «زالو».
اوست که باید پاسخ‌گو باشد.
و سرانجام هم یا پشیمان می‌شود، یا گرفتار قانون، یا از صحنه خارج می‌شود.
پایان.
اما واقعاً پایان؟

اینجاست که به نظرم مسیر نقد از جایی اشتباه می‌رود. چون سؤال اصلی هنوز روی زمین مانده است:
چه چیزی امکان ورود و رشد این فرد را در چنین بستری فراهم کرد؟
اگر بستری که مفسد در آن رشد کرده، سالم است، پس این همه مفسد از کجا می‌آیند؟
اگر یک زالو پیدا و رسوا شده، چرا زالوهای دیگری هستند؟
و اگرهربار یکی را پیدا می‌کنیم، محکومش می‌کنیم و کنار می‌گذاریم، چرا دوباره یکی دیگر ظاهر می‌شود؟

شاید مسئله، فقط «زالو» نباشد.
شاید باید کمی از خود زالو فاصله بگیریم.
دوربین را عقب‌تر ببریم.
آن‌قدرعقب‌تر که به جای چهره‌ی فرد، بستر رشد او را ببینیم.
اینجاست که نقد می‌تواند از اخلاق فردی عبور کند و به یک پرسش اجتماعی تبدیل شود.

چه ساختاری به فرصت‌طلبی امکان رشد می‌دهد؟
چه ضعف‌هایی باعث می‌شود افراد ناسالم بتوانند در لایه‌های مختلف جامعه، به‌ویژه در حوزه اقتصاد، رشد و تکثیر شوند؟
و سهم مدیریت و ساختارهای تصمیم‌گیری در شکل‌گیری چنین شرایطی چقدر است؟
این پرسش‌ها البته دشوارتر از ساختن یک شخصیت منفی‌ است.
شاید به همین دلیل است که در بسیاری از آثار، ساده‌ترین راه انتخاب می‌شود:

مقصر را نشان بده، او را محکوم کن و داستان را تمام کن
حتی کمدی هم در سال‌های اخیر به کمک آمده است؛ از لودگی و شوخی‌های دم‌دستی گرفته تا استفاده از برخی تابوها؛ نمایش تریاک و وافور، مشروبات الکلی، زنان بدون حجاب، موسیقی ایرانی لس‌آنجلسی و خوانندگان پیش از انقلاب.
همه‌ی اینها می‌توانند مخاطب را سرگرم کنند.
اما سرگرمی، الزاماً نقد نیست و نمی‌تواند به‌تنهایی تأثیرگذار باشد.
همان‌طور که رسوا کردن یک فرد، الزاماً کشف فساد نیست.

اگر جنگ‌ها، فشارهای خارجی و تحریم‌های سنگین را بخشی از مشکلات امروز اقتصاد ایران بدانیم، آیا بخش دیگری از مسئله را نباید در داخل همان بستری جست‌وجو کرد که امکان رشد و تکثیر «زالوها» را فراهم می‌کند؟
شاید بد نباشد یک‌بار، به جای آن‌که فقط زالو را نقد کنیم، بستر را هم ببینیم.
شاید به جای پرسیدن اینکه:
«این آدم چرا زالو شد؟»
باید پرسید:
«چه چیزی زالو تولید می‌کند؟
و شاید از همین‌جا، نقد واقعی آغاز شود.

مرتضی حق‌بیان

آخرین اخبار