کدخبر: ۱۱۳۲
۱۸ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۳۶
چاپ
لینک کپی شد

روز خبرنگار، روز پرسیدن است

روز خبرنگار و یک سؤال ساده از شهرداری سنندج: شهر مقاوم است یا فقط گزارش‌های مقاوم داریم؟

افکار عمومی امروز دیگر با فهرست پروژه‌ها قانع نمی‌شود؛ شهروندان می‌پرسند سهم آنها از این «تاب‌آوری» در زندگی روزمره کجاست؟ روز خبرنگار، روز پرسیدن است؛ افکار عمومی دیگر مخاطبی منفعل نیست روز خبرنگار را نمی‌توان صرفاً با تبریک و تقدیر و یادآوری شأن رسانه پشت سر گذاشت. خبرنگاری، پیش از آنکه هنر بازتاب دادن سخنان مسئولان باشد، هنر پرسیدن درباره واقعیت‌های جامعه است.

یادداشت مدیر مسئول* به مناسبت روز خبرنگار؛

خبرنگار قرار نیست فقط میکروفن مسئول باشد؛ قرار است صدای پرسش‌های بی‌پاسخ جامعه را به گوش صاحبان قدرت و تصمیم برساند.

از همین منظر، گزارش اخیر شهردار سنندج درباره «تاب‌آوری شهری» را باید جدی گرفت؛ نه برای نفی اقدامات انجام‌شده، بلکه برای طرح پرسش‌هایی که اتفاقاً از دل همان مفهوم «تاب‌آوری» بیرون می‌آیند.شهردار سنندج از توسعه مسیرهای حیاتی، ظرفیت‌های پشتیبان، آمادگی در برابر بحران‌های طبیعی و غیرطبیعی، هماهنگی دستگاه‌ها و ایجاد ۱۴۰ هکتار فضای سبز سخن گفته است.همه اینها، اگر با برنامه، بودجه، زمان‌بندی و ارزیابی مستقل همراه باشند، می‌توانند بخشی از زیرساخت تاب‌آوری شهر محسوب شوند.

اما جامعه‌شناسی شهری یک پرسش مهم‌تر مطرح می‌کند:

آیا تاب‌آوری فقط توان شهر برای عبور از زلزله و سیل و بحران‌های ناگهانی است، یا توان جامعه برای تحمل و عبور از بحران‌های مزمن نیز بخشی از تاب‌آوری شهری محسوب می‌شود؟ اینجاست که موضوع پیچیده‌تر می‌شود.شهر فقط در برابر زلزله آسیب‌پذیر نیست.وقتی از «شهر مقاوم» سخن می‌گوییم، ذهن معمولاً به سمت زلزله، سیل، آتش‌سوزی، بحران زیرساختی و حوادث غیرمترقبه می‌رود.اما شهرها بحران‌های دیگری نیز دارند؛ بحران‌هایی که صدای انفجار ندارند، اما آرام‌آرام جامعه را فرسوده می‌کنند.

بیکاری، فقر، حاشیه‌نشینی، اقتصاد غیررسمی، کاهش امید اجتماعی، مهاجرت نیروی انسانی، فرسایش اعتماد عمومی، نابرابری فضایی، آسیب‌های اجتماعی، ضعف مشارکت شهروندی و احساس بی‌عدالتی نیز بحران‌اند.

بحران‌هایی که شاید در جدول‌های پروژه‌های عمرانی دیده نشوند، اما در زندگی روزمره مردم حضور دارند. بنابراین اگر قرار است از «تاب‌آوری سنندج» سخن گفته شود، باید پرسید:

سنندج در برابر بیکاری جوانان چقدر تاب‌آور است؟در برابر خروج سرمایه انسانی چطور؟در برابر گسترش اقتصاد غیررسمی چه میزان ظرفیت دارد؟در برابر فرسایش اعتماد عمومی چه برنامه‌ای دارد؟در برابر آسیب‌های اجتماعی چه سازوکاری طراحی شده است؟و آیا شهروندی که با مشکلات معیشتی، بیکاری یا آینده نامطمئن مواجه است، می‌تواند خود را عضوی از یک «شهر تاب‌آور» احساس کند؟

۱۴۰ هکتار فضای سبز؛ دستاورد مهم، اما کافی نیست.در گزارش شهردار، توسعه ۱۴۰ هکتار فضای سبز به عنوان یکی از اقدامات مرتبط با تاب‌آوری مطرح شده است.این اقدام می‌تواند از منظر محیط‌زیست شهری، کیفیت هوا، کاهش اثرات گرمایی، ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و سلامت اجتماعی اهمیت داشته باشد.

اما یک خبرنگار حرفه‌ای حق دارد بپرسد:

این ۱۴۰ هکتار دقیقاً کجاست؟چه میزان از آن به بهره‌برداری رسیده است؟سرانه فضای سبز به تفکیک مناطق و محلات چقدر است؟چه میزان از این توسعه در محلات کم‌برخوردار اتفاق افتاده است؟هزینه ایجاد و نگهداری آن چقدر بوده؟

و مهم‌تر از همه:

آیا توسعه فضای سبز با عدالت فضایی همراه بوده است؟

زیرا توسعه شهری زمانی «توسعه» است که شهروند مناطق مختلف بتواند آثار آن را در زندگی خود لمس کند.تاب‌آوری بدون عدالت اجتماعی، ناقص است.تاب‌آوری شهری مفهومی صرفاً مهندسی نیست.

در ادبیات جدید مدیریت شهری، شهر تاب‌آور شهری است که علاوه بر زیرساخت مقاوم، جامعه‌ای برخوردار از سرمایه اجتماعی، شبکه‌های اعتماد، مشارکت شهروندی، ظرفیت نهادی و توان سازگاری داشته باشد.به همین دلیل نمی‌توان تاب‌آوری را فقط با تعداد مسیرهای اضطراری، پل‌ها، فضاهای سبز و پروژه‌های عمرانی سنجید.اگر شهروند به مدیریت شهری اعتماد نداشته باشد، اگر احساس کند در تصمیم‌گیری‌ها دیده نمی‌شود، اگر محله‌اش از خدمات مناسب برخوردار نباشد و اگر جوان تحصیلکرده‌اش آینده‌ای برای خود متصور نباشد، آن شهر از منظر اجتماعی هنوز تاب‌آور نیست.

شهر مقاوم، از انسان‌های توانمند و امیدوار ساخته می‌شود؛ نه فقط از سازه‌های مقاوم.

سنندج را باید از پشت شیشه خودرو هم دید تصویر رسمی شهر یک چیز است و تصویر زیسته شهروند چیز دیگر.در گزارش‌های رسمی ممکن است از پروژه‌ها، مسیرهای دسترسی، فضای سبز، طرح‌های زیرساختی و هماهنگی دستگاه‌ها سخن گفته شود؛ اما شهروند هنگام عبور از خیابان‌های شهر، ممکن است با ترافیک سنگین، زباله، سگ‌های بلاصاحب، دستفروشی گسترده، وانت‌بارهای میوه در مبادی شهر، ساخت‌وسازهای غیرمجاز و پروژه‌های نیمه‌تمام مواجه شود.این دو تصویر لزوماً به معنای دروغ بودن یکی و درست بودن دیگری نیستند.مشکل دقیقاً در فاصله میان این دو تصویر است.

وظیفه رسانه همین‌جاست:

اندازه‌گیری فاصله میان «شهرِ روایت‌شده» و «شهرِ تجربه‌شده».

افکار عمومی دیگر مخاطب منفعل نیست. سال‌ها می‌شد گزارش‌های عملکرد را منتشر کرد و انتظار داشت مخاطب آنها را بخواند و بپذیرد.اما امروز وضعیت تغییر کرده است.

شهروند امروز با تلفن همراه خود عکاسی می‌کند، فیلم می‌گیرد، مقایسه می‌کند، تجربه خود را منتشر می‌کند، درباره عملکرد مسئولان نظر می‌دهد و حتی داده‌های رسمی را با واقعیت خیابان تطبیق می‌دهد.افکار عمومی دیگر یک تماشاگر خاموش نیست؛ یک ناظر دائمی است.و این تحول، اتفاقاً فرصت بزرگی برای مدیریت شهری است.زیرا مدیریت شهری دیگر مجبور نیست فقط از عملکرد خود دفاع کند؛ می‌تواند از افکار عمومی برای ارزیابی، اصلاح و بازطراحی سیاست‌ها استفاده کند.

در چنین شرایطی، گزارش عملکرد موفق گزارشی نیست که فقط تعداد پروژه‌ها را اعلام کند؛ گزارشی است که بگوید:

چه مشکلی وجود داشت؟چه تصمیمی گرفته شد؟چه میزان هزینه شد؟چه نتیجه‌ای حاصل شد؟چه بخشی موفق نبود؟چه چیزی باید اصلاح شود؟و شهروند چه میزان از این تغییر را احساس کرده است؟

روز خبرنگار؛ روز پرسش‌های سخت ،روز خبرنگار دقیقاً زمانی معنا پیدا می‌کند که خبرنگار بتواند در کنار خبر افتتاح یک پروژه، درباره پروژه‌های نیمه‌تمام نیز سؤال کند.در کنار خبر توسعه فضای سبز، درباره عدالت فضایی سؤال کند.

در کنار خبر تاب‌آوری شهری، درباره بیکاری و آسیب‌های اجتماعی سؤال کند.

در کنار خبر مسیرهای حیاتی، درباره ترافیک روزمره شهر بپرسد.در کنار خبر توسعه زیرساخت‌ها، درباره بدهی‌های شهرداری و وضعیت پیمانکاران پرسش کند.و در کنار گزارش اقدامات مدیریت شهری، درباره رضایت واقعی شهروندان تحقیق کند.این رویکرد ضد مدیریت شهری نیست.

اتفاقاً مهم‌ترین خدمت رسانه به مدیریت شهری، پرسشگری حرفه‌ای است.

مدیری که فقط تعریف می‌شنود، ممکن است واقعیت را دیر ببیند؛ اما مدیری که پرسش‌های سخت را می‌شنود، فرصت اصلاح زودهنگام دارد.شهرداری سنندج باید یک قدم جلوتر برودبه نظر می‌رسد اکنون زمان آن رسیده است که شهرداری سنندج از «گزارش عملکرد» به سمت «گزارش توسعه شهری» حرکت کند.گزارشی که در آن علاوه بر پروژه‌های عمرانی، شاخص‌های اجتماعی نیز ارائه شود.

برای مثال:

روند بیکاری و اشتغال جوانان؛وضعیت دستفروشی و اقتصاد غیررسمی؛میزان پیشرفت پروژه‌های نیمه‌تمام؛میزان بدهی و تعهدات شهرداری؛وضعیت پسماند و تفکیک از مبدأ؛

وضعیت ساخت‌وسازهای غیرمجاز؛کیفیت حمل‌ونقل عمومی؛وضعیت ترافیک در نقاط بحرانی؛توزیع عادلانه فضای سبز؛میزان رضایت شهروندان از خدمات؛میزان مشارکت اجتماعی شهروندان؛وضعیت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی و شاخص‌های کیفیت زندگی شهری.آنگاه می‌توان درباره تاب‌آوری سنندج به شکل دقیق‌تری سخن گفت.

یک سؤال آخر؛ نه برای تخریب، برای پاسخگویی شهردار محترم سنندج از «شهری سخن می‌گوید که باید پیش از وقوع بحران، ظرفیت‌های لازم را پیش‌بینی کرده باشد.

این گزاره، از منظر مدیریت شهری، گزاره‌ای درست و قابل دفاع است.اما همین منطق را می‌توان به خود مدیریت شهری نیز تعمیم داد:

شهری که قرار است برای بحران فردا آماده باشد، آیا برای بحران‌های امروز خود نیز آماده است؟ اگر تاب‌آوری یعنی پیش‌بینی بحران، پس باید برای بیکاری، آسیب‌های اجتماعی، فرسایش سرمایه اجتماعی، ضعف مشارکت شهروندی، اقتصاد غیررسمی، ترافیک، پسماند، ساخت‌وساز غیرمجاز و نارضایتی اجتماعی نیز از امروز برنامه داشت.

زیرا برخی بحران‌ها ناگهان از راه نمی‌رسند؛سال‌ها آرام‌آرام ساخته می‌شوند.

و شاید مهم‌ترین وظیفه خبرنگار همین باشد که پیش از آنکه بحران به تیتر یک تبدیل شود، درباره نشانه‌های شکل‌گیری آن سؤال کند.روز خبرنگار، روز تبریک صرف نیست؛ روز دفاع از حق جامعه برای دانستن، پرسیدن و مطالبه پاسخ است.

و امروز افکار عمومی سنندج دیگر فقط نمی‌پرسد:

«شهرداری چه کرده است؟»

بلکه پرسش مهم‌تری دارد:

آنچه شهرداری کرده، چقدر زندگی ما را بهتر کرده است؟

این همان پرسشی است که هیچ گزارش عملکردی نمی‌تواند از کنار آن عبور کند.

-

*مسعود جهانگیری

دکترای جامعه شناسی سیاسی

مدیر مسئول ئایان خبر

آخرین اخبار