کدخبر: ۱۱۳۵
۰۹ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۵۱
چاپ
لینک کپی شد

طنز مدیریت شهری سنندج

۴۸ ساعت تا فتح نایسر؛ وقتی ون شهرداری به جنگ ۲۰ سال مشکلات می‌رود!

سنندج ظاهراً وارد مرحله جدیدی از مدیریت شهری شده است؛ مرحله‌ای که در آن مشکلات ۲۰ ساله، با یک ون، چند معاون و یک دوربین، شناسایی می‌شوند و قرار است ظرف ۴۸ ساعت به تاریخ بپیوندند!

البته هنوز معلوم نیست این ۴۸ ساعت از چه زمانی شروع شده و مهم‌تر اینکه آیا برای تمام مشکلات شهر ۴۸ ساعت در نظر گرفته شده یا برای هر مشکل ۴۸ ساعت!

اگر قرار باشد برای هر مشکل ۴۸ ساعت وقت داشته باشیم، با توجه به فهرست بلندبالای مشکلات سنندج، احتمالاً شهرداری باید برای چند سال آینده شبانه‌روزی فقط «۴۸ ساعت» حساب کند!

اما داستان از جایی جذاب‌تر می‌شود که آقای شهردار، همراه با معاونانش راهی نایسر می‌شود؛ منطقه‌ای که مشکلاتش آن‌قدر قدیمی و متعددند که بعضی از آنها احتمالاً برای خودشان شناسنامه دارند!

نایسر، این سکونتگاه بزرگ و پرجمعیت، سال‌هاست با مسائل مختلفی از جمله ساخت‌وسازهای غیرمجاز، کمبودها و مشکلات خدمات شهری و زیرساختی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

حالا ناگهان ون شهرداری وارد می‌شود.

ظاهراً مشکلات هم با دیدن ون گفته‌اند:

« بچه‌ها جمع کنید! مدیریت جدید آمد! »

«کاک خلیل! این را هم ببین؛ آن را هم ببین؛ مردم حق دارند!».

در جریان این گشت تاریخی، شهردار خطاب به یکی از معاونان خود که او را «کاک خلیل» صدا می‌زند، یکی پس از دیگری مشکلات را نشان می‌دهد.

کاک خلیل هم احتمالاً در دل خود می‌گوید:

« مهندس! اینجا معاون شهرداری هستم یا تازه استخدام شده‌ام؟! »

شهردار یک مشکل را نشان می‌دهد:

« کاک خلیل، این را ببین!»

چند متر جلوتر:

« کاک خلیل، آن را هم ببین!»

کمی جلوتر:

« کاک خلیل، مردم ناراضی‌اند!»

و کاک خلیل احتمالاً در پایان مسیر به این نتیجه رسیده که اگر قرار باشد همه مشکلات نایسر را در یک روز ببیند، فردا باید برای دیدن مشکلات باقی شهر وقت اضافه بگیرد!

اما جمله طلایی این گشت:

« مردم حق دارند از ما ناراضی باشند».کاملاً درست.مردم حق دارند ناراضی باشند.

اتفاقاً مردم حق دارند درباره کیفیت خدمات شهری سؤال کنند، مطالبه‌گری کنند و از مدیران توضیح بخواهند.

فقط یک سؤال کوچک باقی می‌ماند:

اگر مردم حق دارند ناراضی باشند، مدیران هم وظیفه دارند پاسخ بدهند؛ آن هم نه با جمله، بلکه با عملکرد.چون شهروند وقتی قبض، عوارض و مالیات می‌دهد، در ازای آن «دیالوگ مدیریتی» تحویل نمی‌گیرد؛ انتظار دارد خدمات شهری دریافت کند.

شهرداری یا برنامه استعدادیابی؟

واقعیت این است که مدیریت شهری را نمی‌توان با دیالوگ‌های جذاب اداره کرد.

اگر می‌شد با کلمات شهر را اداره کرد، احتمالاً شهرداری به جای معاونت‌های مختلف، یک معاونت جدید به نام «معاونت کلمات قصار» تأسیس می‌کرد!

یک معاون برای ترافیک:

« مردم حق دارند در ترافیک باشند ».

یک معاون برای سگ‌های ولگرد:

« مردم حق دارند نگران باشند ».

یک معاون برای زباله:

« مردم حق دارند بوی زباله را احساس کنند».

یک معاون برای ساخت‌وساز غیرمجاز:

« مردم حق دارند ساختمان‌های غیرمجاز را ببینند!»

و در نهایت یک معاون برای پاسخگویی:

« مردم حق دارند سؤال بپرسند؛ پاسخ را بعداً بررسی می‌کنیم!»

البته اینها طنز است.اما طنز معمولاً از جایی متولد می‌شود که واقعیت، خودش کمی عجیب شده باشد.

نایسر؛ جایی که مشکلات «کشف» نمی‌شوند، «زندگی» می‌کنند!

مسئله اصلی اینجاست: آیا مشکلات نایسر تازه امروز دیده شده‌اند؟ آیا ساخت‌وسازهای غیرمجاز، معابر نامناسب، مشکلات خدمات شهری و دیگر مسائل، صبح امروز از خواب بیدار شده و خودشان را به شهرداری معرفی کرده‌اند؟ طبعاً نه.

اینها مشکلاتی هستند که در طول سال‌ها شکل گرفته و انباشته شده‌اند.

بنابراین پرسش اصلی این نیست که:« چه کسی امروز مشکل را دید؟»

پرسش این است:

«چه کسی باید سال‌ها قبل مشکل را می‌دید؟»

و اگر دیده شده، سؤال بعدی:

«چه اقدامی انجام شده است؟»

و اگر اقدامی انجام شده:

«سندش کجاست؟»

اینجا دیگر طنز تمام می‌شود و پای مدیریت واقعی وسط می‌آید.

پیشنهاد ویژه: «سامانه کاک خلیل‌یاب!»

برای حل مشکلات نایسر یک پیشنهاد کاملاً علمی و البته طنزآمیز داریم:

شهرداری یک سامانه راه‌اندازی کند به نام:

«کاک خلیل‌یاب»

شهروند وارد سامانه می‌شود، مشکل را ثبت می‌کند.

سامانه پاسخ می‌دهد:

« مشکل شما مشاهده شد.»

اگر مشکل حل نشد:

« مشکل شما مجدداً مشاهده شد.»

اگر باز هم حل نشد:

« شهردار محترم نیز شخصاً مشکل شما را مشاهده کرد.»

و در مرحله نهایی:

« معاون مربوطه نیز به این نتیجه رسید که مردم حق دارند ناراضی باشند.»

اما یک گزینه دیگر هم در سامانه وجود داشته باشد:

« مشکل حل شد.»

این گزینه البته نیازمند تأیید فنی، تصویری، مالی و میدانی است!

تیتر سوم: «سنندج؛ شهری که برای مشکلاتش مدیر کم ندارد، برای حلشان زمان چرا!»

سنندج امروز بیش از آنکه با کمبود مسئله مواجه باشد، با انباشت مسئله مواجه است.

ترافیک، سد معبر، وانت‌بارها، ساخت‌وسازهای غیرمجاز، وضعیت پسماند، مشکلات خدمات شهری و ده‌ها مسئله دیگر، همه بخشی از واقعیت روزمره شهروندان هستند.

مسئله این نیست که شهردار و معاونانش به میان مردم بروند.اتفاقاً باید بروند.

مسئله این نیست که دوربین همراهشان باشد.اتفاقاً رسانه هم باید عملکرد مدیران را به مردم نشان دهد.مسئله این است که بعد از رفتن دوربین چه اتفاقی می‌افتد؟چون دوربین می‌رود.ون برمی‌گردد. مدیران به دفترهایشان برمی‌گردند.اما مردم همچنان همان‌جا می‌مانند.با همان خیابان.با همان زباله.با همان سد معبر.با همان ساخت‌وساز.

با همان ترافیک.و با همان سؤال قدیمی:

« خب، حالا چه شد؟»

یک پیشنهاد انقلابی!

بد نیست شهرداری به جای اینکه فقط از بازدیدهای خود فیلم منتشر کند، یک سنت جدید مدیریتی را هم امتحان کند:

گزارش قبل و بعد.

مثلاً:

مشکل: فلان معبر.

تاریخ شناسایی: فلان روز.

مسئول: فلان معاونت.

اعتبار: فلان مبلغ.

مهلت اجرا: فلان تاریخ.

و مهم‌تر از همه:

نتیجه: انجام شد / انجام نشد.

آن وقت مردم قضاوت می‌کنند.

دیگر لازم نیست کسی با کلمات، افکار عمومی را مدیریت کند.خود عملکرد حرف می‌زند.

۴۸ ساعت یا ۲۰ سال؟اگر مشکلات نایسر ۲۰ ساله‌اند، انتظار حل همه آنها در ۴۸ ساعت بیشتر شبیه تبلیغ یک فیلم اکشن است تا برنامه مدیریت شهری!

اما اگر قرار است در ۴۸ ساعت فقط اولویت‌بندی، برنامه‌ریزی و تعیین تکلیف انجام شود، اتفاقاً اقدام خوبی است.

فقط یک شرط دارد:

بعد از ۴۸ ساعت، یک زمان‌بندی واقعی منتشر شود.بعد از یک ماه، گزارش پیشرفت.

بعد از سه ماه، گزارش عملکرد.و بعد از شش ماه، مردم خودشان قضاوت کنند.این می‌شود مدیریت.وگرنه اگر قرار باشد هر بار مدیران سوار ون شوند، چند مشکل را ببینند، چند جمله تاریخی گفته شود، دوربین‌ها تصاویر را ثبت کنند و بعد همه چیز به روال سابق برگردد، آن وقت باید نام این طرح را بگذاریم:

« طرح ملی مشاهده مشکلات با ون»

سخن آخر؛ شهر با «شو» اداره نمی‌شود

سنندج به مدیرانی نیاز دارد که حرف بزنند؛ اما مهم‌تر از آن، عمل کنند.به مدیرانی نیاز دارد که در میان مردم باشند؛ اما نه فقط برای عکس و فیلم.به مدیرانی نیاز دارد که مشکلات را ببینند؛ اما نه برای نخستین بار.و به مدیرانی نیاز دارد که وقتی می‌گویند: «مردم حق دارند ناراضی باشند»بلافاصله جمله دوم را هم بگویند: «و ما مسئولیم این نارضایتی را کاهش دهیم.»

این همان نقطه‌ای است که طنز تمام می‌شود و مدیریت آغاز می‌شود.چون شهروند سنندجی دیگر منتظر کشف مشکلات نیست.او مشکلات را هر روز می‌بیند.هر روز لمس می‌کند.و گاهی حتی بابت آنها هزینه می‌دهد.

بنابراین شاید بد نباشد از این پس، به جای «بازدید از مشکلات»، شاهد حل مشکلات باشیم.چون در نهایت: مردم به تعداد بازدیدهای شهردار رأی نمی‌دهند؛ به نتیجه مدیریت او نگاه می‌کنند.

و اگر قرار است همه مشکلات در ۴۸ ساعت حل شوند، لطفاً ساعت را روشن کنید؛

سنندج منتظر معجزه است!

آخرین اخبار