کدخبر: ۱۱۴۰
۲۸ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۴۱
چاپ
لینک کپی شد

حمل‌ونقل عمومی و مسئله عدالت اجتماعی

امکانات شهری از تهران تا شهرستان‌های کم‌برخوردار

جنگ و بحران‌های فراگیر، تنها امنیت و ثبات سیاسی یک جامعه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند؛ بلکه نظم عادی زندگی روزمره، معیشت خانوارها و دسترسی شهروندان به خدمات عمومی را نیز با اختلال مواجه می‌کنند.

دکتر مسعود جهانگیری*

جنگ و بحران‌های فراگیر، تنها امنیت و ثبات سیاسی یک جامعه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند؛ بلکه نظم عادی زندگی روزمره، معیشت خانوارها و دسترسی شهروندان به خدمات عمومی را نیز با اختلال مواجه می‌کنند. در چنین شرایطی، نحوه توزیع منابع و خدمات عمومی به یکی از مهم‌ترین آزمون‌های عدالت اجتماعی و اعتماد عمومی تبدیل می‌شود؛ از این منظر، استمرار یا گسترش حمایت‌های حمل‌ونقل عمومی ، توجه ویژه و انجام اقدامات حمایتی ویژه به آسیب دیدگان از جنگ و خانواده های کم برخوردار در تهران، در کنار ضرورت توجه به ظرفیت و منابع مالی مدیریت شهری، این پرسش را نیز پیش می‌کشد که شهروندان شهرستان‌های کم‌برخوردار، به‌ویژه شهرهایی که دارای سازمان اتوبوسرانی وابسته به شهرداری هستند، چه سهمی از سیاست‌های حمایتی مشابه دارند؟

جنگ را می‌توان از منظر جامعه‌شناسی، نوعی وضعیت بحرانی و ناپایدار در زیست اجتماعی دانست؛ وضعیتی که در آن بسیاری از نیازهای عادی جامعه، از اشتغال و معیشت گرفته تا جابه‌جایی و دسترسی به خدمات عمومی، اهمیت مضاعف پیدا می‌کنند. در چنین شرایطی، وظیفه نهادهای عمومی صرفاً حفظ نظم و امنیت نیست، بلکه حمایت از گروه‌های کم‌درآمد و آسیب‌پذیر، استمرار خدمات عمومی و کاهش فشارهای اقتصادی بر خانوارها نیز اهمیت پیدا می‌کند. بنابراین حمل‌ونقل عمومی را نباید صرفاً یک خدمت شهری تلقی کرد؛ بلکه در شرایط بحران، این خدمت بخشی از زیرساخت تاب‌آوری اجتماعی است؛ زیرا امکان دسترسی شهروندان به محل کار، مراکز درمانی، مراکز آموزشی و سایر خدمات ضروری را فراهم می‌کند.

در تهران، ارائه خدمات حمل‌ونقل عمومی با هزینه بسیار پایین یا در مقاطعی به‌صورت رایگان، در شرایط بحرانی می‌تواند از منظر کاهش فشار اقتصادی بر شهروندان و حفظ تداوم زندگی شهری قابل بررسی باشد. البته این سیاست، از منظر مدیریت شهری، هزینه‌هایی نیز دارد و مترو و اتوبوسرانی برای استمرار خدمات خود به منابع مالی پایدار نیازمندند. بنابراین بحث اصلی صرفاً «رایگان بودن» یا «نبودن» حمل‌ونقل عمومی نیست؛ مسئله مهم‌تر، طراحی یک سیاست حمایتی پایدار و قابل تأمین مالی است که هم از شهروندان حمایت کند و هم توان اقتصادی سازمان‌های ارائه‌دهنده خدمات را تضعیف نکند. از این منظر، لازم است تجربه تهران به‌عنوان یک نمونه سیاست عمومی مورد ارزیابی قرار گیرد و امکان استفاده متناسب از آن در سایر شهرها نیز بررسی شود.

از منظر جامعه‌شناسی شهری، تفاوت میان شهرها در برخورداری از خدمات عمومی می‌تواند به شکل‌گیری نوعی «نابرابری فضایی» منجر شود؛ به این معنا که محل زندگی افراد، تا حدی تعیین‌کننده میزان دسترسی آنان به منابع و حمایت‌های عمومی باشد. در شهرستان‌های کم‌برخوردار که خانوارها با فشارهای معیشتی بیشتری مواجه‌اند، حتی هزینه‌های روزمره حمل‌ونقل می‌تواند سهم قابل توجهی از درآمد خانوار را به خود اختصاص دهد. بنابراین شوراهای اسلامی شهر و شهرداری‌ها می‌توانند با مطالعه دقیق منابع، هزینه‌ها و الگوی سفر شهروندان، درباره سیاست‌هایی مانند کاهش هدفمند کرایه، حمایت از گروه‌های کم‌درآمد، ارائه تخفیف‌های هوشمند یا رایگان‌سازی محدود و هدفمند خدمات تصمیم‌گیری کنند. بدیهی است چنین سیاستی باید متناسب با توان مالی هر شهر و بدون ایجاد اختلال در کیفیت و استمرار خدمات اجرا شود.

در نهایت، مسئله اصلی فراتر از اتوبوس و مترو است. عدالت در توزیع خدمات عمومی، یکی از مؤلفه‌های مهم رابطه میان شهروند و نهادهای عمومی است. هنگامی که شهروندان احساس کنند در زمان بحران، حمایت‌های عمومی بر اساس نیاز و با رویکردی عادلانه توزیع می‌شود، زمینه تقویت اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی فراهم می‌شود. برعکس، احساس تبعیض در دسترسی به خدمات می‌تواند فاصله میان مناطق برخوردار و کم‌برخوردار و در سطحی وسیع‌تر، فاصله میان جامعه و نهادهای عمومی را افزایش دهد. از این رو، تجربه سیاست‌های حمایتی حمل‌ونقل در تهران می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی درباره عدالت فضایی و اجتماعی در سراسر کشور باشد؛ به‌ویژه در شهرهای کم‌برخورداری که مدیریت شهری آنها می‌تواند با اتخاذ سیاست‌های هدفمند، بخشی از فشار اقتصادی واردشده بر شهروندان را کاهش دهد.

  • *صاحب امتیاز و مدیر مسئول ئایان خبر

آخرین اخبار