کدخبر: ۱۱۰۷
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۲۴
چاپ
لینک کپی شد

گذار از جنگ‌های کلاسیک به جنگ‌های نسل پنجم

آشوب ادراکی؛ ابزار مدرن برای بازآرایی ساختار قدرت

در گذار از جنگ‌های کلاسیک به جنگ‌های نسل پنجم، یکی از کلیدی‌ترین میدان‌های نبرد، نه مرزهای جغرافیایی، بلکه «ساختار ادراکی» جامعه و تصمیم‌گیران است. امروزه قدرت‌های جهانی نه تنها با هدف تخریب فیزیکی، بلکه با هدف «تخریب روایت» وارد عمل می‌شوند. اما پرسش بنیادین این است: آشوب ادراکی به خودی خود یک هدف است یا ابزاری برای رسیدن به یک سیاست نهفته؟

تحلیل استراتژیک: آشوب ادراکی؛ ابزار مدرن برای بازآرایی ساختار قدرت

✍ سارا عزیزی

در گذار از جنگ‌های کلاسیک به جنگ‌های نسل پنجم، یکی از کلیدی‌ترین میدان‌های نبرد، نه مرزهای جغرافیایی، بلکه «ساختار ادراکی» جامعه و تصمیم‌گیران است. امروزه قدرت‌های جهانی نه تنها با هدف تخریب فیزیکی، بلکه با هدف «تخریب روایت» وارد عمل می‌شوند. اما پرسش بنیادین این است: آشوب ادراکی به خودی خود یک هدف است یا ابزاری برای رسیدن به یک سیاست نهفته؟

۱) مکانیسم «بحران روایت» از منظر جامعه‌شناسی شناختی

جامعه‌شناسی شناختی بر این باور است که واقعیت اجتماعی توسط «باورهای مشترک» حفظ می‌شود. وقتی یک قدرت بیگانه با تزریق اطلاعات متناقض، اخبار مبهم و روایت‌های چندلایه، سعی در ایجاد «بحران روایت» (Narrative Crisis) دارد، هدفش ایجاد نوعی «پارالیز شناختی» در مخاطب است.

در این وضعیت، مرز میان «واقعیت» و «ساختگی» از بین می‌رود. هدف از این کار، رسیدن به مرحله‌ای از «بی‌تفاوتی سیاسی» یا «تردید هستی‌شناختی» است که در آن، جامعه توانایی تشخیص «دشمن واقعی» از «مهره‌های بازی» را از دست می‌دهد. وقتی اعتماد به روایت‌های رسمی و حتی غیررسمی فرو می‌پاشد، جامعه دچار «فرسایش انسجام اجتماعی» می‌شود.

۲) هدف از ایجاد آشوب: از «تخریب» تا «بازآرایی»

آشوب ادراکی هرگز یک مقصد نهایی نیست؛ بلکه یک «فرآیند انتقال» است. از منظر علوم سیاسی، ایجاد آشوب در ذهن تحلیل‌گران و توده‌ها، برای دو هدف استراتژیک طراحی می‌شود:

الف) حذف عوامل غیرقابل پیش‌بینی (Elimination of Unpredictability): در محاسبات ژئوپلیتیک، بزرگترین دشمنِ نظم جهانی، «عامل ایدئولوژیک» است؛ یعنی کسی که بر اساس منطقِ سود و زیانِ مادی، تصمیم نمی‌گیرد، بلکه بر اساس اصول و ارزش‌های خود عمل می‌کند. آشوب ادراکی سعی دارد این عوامل را یا از طریق «سوختن در بازی‌های اطلاعاتی» حذف کند، یا با «شخصیت‌سازی‌های متناقض»، اعتبار و کارآمدی آن‌ها را از بین ببرد.

ب) ایجاد خلأ برای جایگزینی (Creating a Vacuum for Replacement): هدف نهایی، جایگزینی «نظم مبتنی بر اصول» با «نظم مبتنی بر مدیریت بحران» است. با ایجاد ابهام در ساختارهای موجود، قدرت‌های بیرونی سعی می‌کنند راه را برای ورود ساختارهای جدید (تکنوکراتیک، مدیریت‌محور و همسو با جریان جهانی) هموار کنند. آن‌ها به دنبال سیستمی هستند که در آن، تصمیم‌گیری‌ها از «منطق مقاومت» به «منطقِ مدیریتِ منافع» تغییر یابد.

۳) سیاست نهفته: گذار از «ایدئولوژی» به «کارکردگرایی»

باید توجه داشت که هدف از هدف قرار دادن نظم‌های موجود، صرفاً نابودی آن‌ها نیست، بلکه «تغییر ماهیت تصمیم‌سازی» است. سیاست نهفته در پسِ این آشوب‌ها، تلاش برای تبدیل کردن یک «بازیگر مستقل» به یک «بازیگرِ مدیریت‌پذیر» است.

در واقع، هدف این است که ساختاری ساخته شود که در آن، منافع جهانی (Global Interests) بر اراده‌های ملی و ایدئولوژیک مقدم باشد. در این مدل جدید، «حفرات اطلاعاتی» و «ابهامات رسانه‌ای» نه به عنوان نقص، بلکه به عنوان ابزاری برای بازتعریف واقعیت به کار گرفته می‌شوند تا در نهایت، آنچه به نظر می‌رسد «تغییر» است، در حقیقت همان «تثبیتِ نظمِ مطلوبِ قدرت‌های جهانی» باشد.

‌نتیجه‌گیری:

در جنگ روایت‌ها، مهم‌ترین ایستادگی، نه تنها در برابر اخبار دروغ، بلکه در برابر «ترکیبِ هوشمندانه حقیقت و دروغ» است. شناختِ این نکته که آشوب، ابزاری برای «تغییر منطقِ قدرت» است، نخستین گام برای درکِ بازی‌های پیچیده ژئوپلیتیک معاصر می‌باشد.

منابع :

- Berger, P. L., & Luckmann, T. (1966). The Social Construction of Reality.

- Nye, J. S. (2004). Soft Power: The Means to Success in World Politics.

- نظریات مربوط به جنگ‌های شناختی (Cognitive Warfare) و مدیریت بحران در علوم سیاسی مدرن.

تاریخ انتشار: 30 اردیبهشت 1405

آخرین اخبار