کدخبر: ۱۰۹۱
۳۰ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۱۲
چاپ
لینک کپی شد

از پشت میله‌ها تا بهارستان:

روایت دو دهه اعتماد، مبارزه، انتخابات و توسعه‌ی کردستان با محمد محمدرضایی

«محمد محمدرضایی، نماینده اسبق بیجار، از تجربه کاندیدا شدن در شورای شهر حتی در زندان تا عضویت در مجلس ششم، درباره اعتماد مردم، همکاری با شادروان مهندس ادب و پیگیری پروژه‌های عمرانی و حقوقی کردستان روایت می‌کند. او خود را منتقد فرا جناحی می‌داند و روایتش، تاریخ شفاهی دو دهه از اتفاقات ریز و درشت نمایندگی در کردستان است.»

گفت وگو و تدوین؛ مرتضی حق بیان
404/11/30
بخش اول

محمد محمدرضایی، نماینده اسبق مجلس از حوزه انتخابیه بیجار، دبیر کنونی مجمع نمایندگان ادوار استان کردستان است. در کارنامه او مسئولیت‌هایی چون بازرس پیشین مجمع نمایندگان ادوار، رئیس ستاد مشترک انتخاباتی اقوام ایرانی، دو دوره عضویت در شورای اجرایی بین‌المجالس با انتخاب مجلس، عضویت در چند هیئت تحقیق و تفحص، دبیری سرویس مجلس روزنامه همبستگی و مسئولیت پیگیری موارد خاص معاونت امور مجلس وزارت نیرو دیده می‌شود.
او درانتخابات دوره ششم مجلس ازحوزه بیجار، در رقابتی تنگاتنگ با چهره‌هایی چون حجت‌الاسلام حاتمی‌نیا، رنجبر، حجت‌الاسلام معصوم‌خانی، بهمن مرادنیا، دکتر قیداری، نیازی، فردین خرازی، طاهرپور، لکی‌زاه، رحمانی، آزادی و افراد دیگر، با اختلاف قابل توجهی پیروز شد.
محمدرضایی پیش از آن نیز در نخستین دوره انتخابات شورای شهر بیجار، در حالی که در زندان بود، اعلام کاندیداتوری کرد و توانست بالاترین و بی‌سابقه‌ترین آراء را در انتخابات شورا به دست آورد.

از زندان تا مجلس؛ اعتماد چگونه شکل گرفت؟

چطور شد که مردم به شما اعتماد کردند و بعد از انتخابات شورا، در انتخابات مجلس هم بالاترین آراء را کسب کردید؟
این اعتماد به عملکرد هماهنگ و مقتدرانه مجموعه شورای آن دوره بازمی‌گردد. در آن زمان بودجه مصوب شهرداری حدود ۸۰ میلیون تومان بود، شهرداری ماهانه حدود ۱۷ میلیون تومان حقوق پرداخت می‌کرد و ۱۴۰ میلیون تومان بدهی داشت.
ما نوسازی را از مناطق حاشیه شهر آغاز کردیم و منافذ تخلفات احتمالی را بستیم. در مدت کوتاه عضویتم در شورا، بدهی شهرداری از ۱۴۰ میلیون به ۱۰۰ میلیون تومان کاهش یافت. رمز موفقیت ما صداقت با مردم بود. با وجود اختلاف‌نظرهای سیاسی، در خدمت‌رسانی و حل معضلات شهری هم‌صدا بودیم.
تجربه شورا و مشاهده خلأهای قانونی باعث شد در مجلس، با همکاری نمایندگانی که سابقه شورا داشتند، برای اصلاح قانون شوراها و افزایش اختیارات آن گام‌های اساسی برداریم. من به چیزی جز منافع مردم فکر نمی‌کردم؛ به همین دلیل هم جناح چپ را نقد می‌کردم و هم جناح راست را.

مجلس ششم؛ آزادی، چالش‌ها و همکاری با شادروان مهندس بهاالدین ادب

ششمین دوره مجلس و فضای انتخابات در کردستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
مجلس ششم دوره‌ای خاص بود. به نظر من، پس از دوم خرداد و به استثنای دوره اول، آزادترین انتخابات پس از انقلاب برگزار شد. در آن دوره افتخار داشتم در کنار شادروان مهندس بهاالدین ادب باشم.
اگر به تاریخ پارلمان ایران از مشروطه تاکنون نگاه کنیم، شخصیت‌هایی چون ملک‌الشعرا بهار، مدرس و مصدق نمایندگان درخشانی بودند؛ اما هر کدام در یک بُعد شاخص بودند. مهندس ادب در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و عمرانی صاحب‌نظر بود. از این مرد بزرگ درس‌های بسیاری یاد گرفتم.
کتاب «دفتر دوم» ایشان به اعتقاد من باید در دانشکده‌های علوم سیاسی تدریس شود تا جوانان بدانند نمایندگی در پارلمان چه اقتضائاتی دارد.
طرح منطقه آزاد تجاری بانه–سقز نخستین‌بار در مجلس پنجم توسط مهندس ادب مطرح شد. نیروگاه برق کردستان نیز در همان دوره با پیگیری ایشان شکل گرفت. در دوره کسالت و درمان ایشان، پیگیری امور نیروگاه بر عهده من بود که اسناد آن در مشروح مذاکرات مجلس موجود است.
در حادثه سوم اسفند ۷۷ سنندج نیز، زمانی که کمتر کسی جرأت سخن گفتن داشت، مهندس ادب در مجلس پنجم که در دست جناح راست (اصولگرایان) بود، وزیر کشور را برای پاسخگویی به صحن کشاند.

چالش با حزب مشارکت؛ از اعتبارنامه تا کمیسیون عمران

فضای کلی داخلی مجلس ششم چگونه بود؟
فضای نسبتاً آزادی حاکم بود، اما انحصارطلبی‌هایی هم وجود داشت.حزب مشارکت در انحصارطلبی از جریان اصولگرا پیشی گرفته بود.
با وجود گرایش اصلاح‌طلبی و عضویت فعال در جبهه دوم خرداد، بارها با دوستان مشارکتی دچار اختلاف شدم.
در آغاز مجلس، چهار نفر از بانوان عضو حزب مشارکت را مأمور اعتراض به اعتبارنامه مهندس ادب کردند که با تدبیر سایر اعضا ناکام ماند.
سپس برای حذف نام آقای جلال جلالی‌زاده از ترکیب هیئت‌رئیسه دائم مجلس و جایگزینی آقای نعیمی‌پور تلاش کردند. توجیه آنان این بود که برخی علما در قم مخالف‌اند؛ ادعایی که در ادوار بعدی با حضور دکتر قسیم عثمانی در هیئت‌رئیسه بی‌اساس بودنش روشن شد.
نکته مهم آن‌که پیشنهاد کاندیداتوری جلالی‌زاده برای هیئت‌رئیسه، از سوی مهندس ادب مطرح شد؛ در حالی که پیش از آن نشریه سیروان که توسط ایادی حزب مشارکت در کردستان اداره می‌شد، علیه ایشان مطالبی منتشر کرده بود. با این حال، او برای ارتقای یک کُرد پیش‌قدم شد؛ به همین دلیل برخی روزنامه‌نگاران لقب «امیرکبیر کردستان» را به او دادند.
مشارکتی‌ها در موضوع کمیسیون عمران نیز، با وجود ریاست مهندس ادب بر سازمان نظام مهندسی تهران، به او رأی ندادند؛ اما به من و چند روحانی دیگر رأی داده شد. من به دلیل دغدغه‌های عمرانی و تجربه شورای شهر ثبت‌نام کرده بودم. وقتی این بی‌عدالتی را دیدم، به نفع ایشان انصراف دادم و خواستم به کمیسیون اصل نود بروم.
اما انصراف مرا استعفا تلقی کردند و در رأی‌گیری، آقای موریس معتمد، نماینده جامعه کلیمیان، جایگزین شد. حزب مشارکت اکثریت کرسی‌های مجلس را در اختیار داشت و حضور شادروان ادب را برنمی‌تافتند.
مهندس ادب به هتل محل اقامت‌مان برگشت و ماجرای را تعریف کرد. از این موضوع ناراحت بود، نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر اینکه من نیزعضویت در کمیسیون عمران را از دست داده بودم. در عین حال که آقای "موریس معتمد" انسان شریف و متخصصی هم بود. اما از رفتارهای تنگ نظرانه حزب مذکور برآشفتم. بلافاصله سوارخودروی شادروان ادب شده و راهی مجلس شدیم. در بین راه نامه‌ای در اعتراض به این اقدام نوشتم و به آقای بهزاد نبوی، نایب‌رئیس مجلس، اعتراض کردم. توضیح دادم که انصراف مشروط داده‌ام، نه استعفا.
با عصبانیت به او گفتم؛ فرض کنید مسافر مینی‌بوس هستیم. یک نفرصندلی خود را ترک وجایش را به شخص دیگری واگذارمی‌کند. آیا راننده حق دارد جای صاحب صندلی را به فرد دیگری برخلاف میل او بدهد. من در تقاضایم به صراحت نوشتم. با توجه به تجربه و تخصص جناب آقای مهندس ادب بنفع ایشان از عضویت در کمیسیون عمران انصراف می‌دهم.
تأکید کردم که مردم مرا از پشت میله‌های زندان برای سربازی دراین‌جا انتخاب کرده‌اند. نه وابسته به رانت هستم نه چشم طمعی به مال دنیا دارم. بعد آنها را تهدید به واکنش قهرآمیز و بازتاب رسانه‌ای ماجرا کردم. آقای نبوی با آرامش و صبوری گفتند موضوع را بررسی و حل می‌کنیم. نگران نباشید.
پس از خروج من از مجلس، رؤسای شعب مجلس جلسه فوق العاده تشکیل می دهند وهمان شب پاسخ‌شان را به هتل محل اقامت ما فکس کردند و من به کمیسیون عمران بازگشتم. پس از درگذشت یکی از اعضای کمیسیون در تصادف، مهندس ادب نیز به این کمیسیون پیوست.

پروژه‌های عمرانی؛ از کارخانه آسفالت تا افزایش بودجه راه روستایی

در مجلس ششم چه میزان از مطالبات مردم بیجار را پیگیری کردید؟
قبل از ورود من به مجلس، واحدهای تولید آسفالت مستقر در منطقه جمع آوری شده بودند. وضعیت اقتصادی حوزه انتخابیه‌ام پس از سال‌ها خشکسالی و توسعه‌نیافتگی نامناسب بود.
تابستان ۷۹ برای تخصیص سهمیه سه دستگاه خودروی پژو برای خطوط بین‌شهری اقدام کردم؛ قیمت هر دستگاه کمی بیش از سه میلیون تومان بود، اما به دلیل ناتوانی مالی متقاضیان، سهمیه برگشت خورد.
پروژه‌های نیمه‌تمام مانند سد تلوار، سد گُلبلاخ، بیمارستان، سیلو، راه‌های روستایی و بین‌شهری را فعال کردیم. دانشگاه آزاد واحد بیجار، ساختمان جدید دانشگاه پیام نور، مجتمع فرهنگی هنری امیرنظام، توسعه شبکه گاز، مخابرات و برق در دستور کار قرار گرفت.
واحدهای تولید آسفالت مستقر در محورهای بیانلو و صلوات آباد جمع‌آوری شده بودند. عملا کارخانه آسفالت استانداردی وجود نداشت و بسیاری از جاده‌ها خاکی یا مالرو بودند. جاده بیجار–همدان آسفالت نداشت؛ جاده قیدار نیمه‌تمام بود؛ مسیرهای بیجار–دیواندره–سنندج و بیجار–زنجان نیازمند بازسازی بودند. با پیگیری‌ها، کارخانه آسفالت به بیجار منتقل شد.
اعتبار راه‌های روستایی بیجار ۱۹۵ میلیون تومان بود که فقط ۱۵ کیلومتر راه شوسه می‌شد ساخت، در حالی که بیش از هزار کیلومتر راه خاکی وجود داشت. این اعتبار را در همان سال به دو میلیارد تومان رساندم. فعال شدن پروژه‌های عمرانی به کاهش نرخ بیکاری و رونق اقتصادی انجامید.
با مراجعه به آمار و اطلاعات سازمان‌های متولی و قیاس شاخص‌های سال ۷۹ و سنوات بعدی مثبت، این ادعاها قابل اثبات است .

اتحاد نمایندگان کردستان؛ استعفا و استیضاح نافرجام

اتحاد نمایندگان کردستان در مجلس ششم چه دستاوردی داشت؟
مجمع نمایندگان کردستان در مجلس ششم منسجم بود. یکی از نتایج این انسجام، طرح و اجرای آزاد راه‌ها و راه آهن در استان بود و ساخت سدها و غیره.
در کنار آن‌ها توجه به سرمایه‌اجتماعی و انسانی بود و واگذاری مدیریت استان به استاندار بومی و اهل سنت بود. و من با وجود این‌که اهل تشیع هستم، ولی بر حق طبیعی استان تأکید داشتم.
دو گزینه معرفی کردیم؛ یکی از آنان پدر استاندار کنونی، جناب آقای دکتر آرش لهونی بود. اما وزیر کشور وقت، آقای موسوی لاری، توجهی نکرد. تصمیم به استعفای جمعی گرفتیم که اعلام وصول نشد. گفتند استعفای دسته جمعی مغایر آئین نامه داخلی مجلس است. سپس برنامه استعفای انفرادی رو پیش کشیدیم. اما متوجه شدیم از طرف مشارکتی‌ها برنامه‌ای برای طرح و پذیرش استعفای من و مهندس ادب داشتند. و به استعفای دیگر نمایندگان رای ندهند و رد کنند. تا انسجام ما را به هم بزنند. در نهایت تصمیم گرفتیم وزیر کشور را استیضاح کنیم؛ اما با پس گرفتن امضای یکی از نمایندگان عضو مجمع استان، طرح از حد نصاب افتاد. واستیضاح ابتر ماند. در نهایت آقای رازانی منصوب شد که عملکرد مثبتی داشت.

اختیارات مجلس؛ از تحقیق و تفحص تا شکایت

اختیارات مجلس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
طبق قانون اساسی، مجلس اختیارات گسترده‌ای دارد؛ اما اثرگذاری آن به شجاعت و پیگیری نمایندگان بستگی دارد. مجلس کارفرماست و دولت پیمانکار.
در موضوع خرید هواپیماهای فرسوده از شرکت «ترکیش‌ایر» ترکیه درخواست تحقیق و تفحص دادم. گزارش قرائت نمی‌شد؛ مقابل تریبون تحصن کردم تا در روزهای پایانی مجلس ششم قرائت شد. قرار بود در مجلس هفتم پرونده به قوه قضائیه ارجاع شود که نشد. علیه هیئت‌رئیسه مجلس هفتم شکایت کردم؛ که به دلیل عضویت دو معمم، پرونده به دادگاه ویژه روحانیت رفت و مسکوت ماند.
ولی در نهایت توانستم اراده خودم را به هيئت رئیسه تحمیل نمایم.

عقب‌ماندگی کردستان و نقش نمایندگان

آیا عدم پیگیری نمایندگان را می‌توان از علل عقب‌ماندگی کردستان دانست؟
در کنار عوامل دیگر، بله. نمایندگان نقش مهمی در توسعه حوزه انتخابیه دارند. به همین دلیل اکنون بیشترین چالش را با نمایندگان استان دارم.
در مجلس ششم، با پیشنهاد من، سهمیه آرد روستاها با شهر برابر شد و بستر بیمه درمانی روستاییان فراهم گردید.
طرح جبران عقب‌ماندگی مناطق محروم، پیشنهاد مجمع نمایندگان کردستان بود که در بودجه کشور لحاظ شد؛ دولت موظف شد برای ۸ استان عقب‌مانده از جمله کردستان، بودجه مازاد در نظر بگیرد. این طرح از ایده‌های شادروان مهندس ادب بود.
همچنین طرح همسان‌سازی حقوق کارمندان، تصویب برنامه چهارم توسعه و ده‌ها مصوبه دیگر در مشروح مذاکرات مجلس ثبت شده و قابل ارزیابی است.

پایان بخش اول
ادامه دارد

آخرین اخبار