گذار از «لمپنیزم خبری» به شفافیت سازمانی؛
ضرورت بازتعریف رابطه رسانه، جامعه و حاکمیت
بقلم:عطا فهری
مقدمه: پایان عصر «رابطههای سنتی»
در اکوسیستم اطلاعرسانی کشور، دهههاست اصطلاحی نانوشته اما پرکاربرد میان فعالان رسانهای و مدیران دولتی دستبهدست میشود: «لمپنیزم روزنامهنگاری». این واژه که ریشه در واژگان سیاسی و اجتماعی دارد، به نوعی از رابطه ناسالم اشاره دارد که در آن، روزنامهنگار و مدیر دولتی به جای ایفای نقشهای نظارتی و خدمتگزارانه، در یک همسوییِ تاکتیکی برای کسب امتیاز از سطوح بالاتر قرار میگیرند. در این مدل، رسانه دیگر چشم بینای جامعه نیست و مدیر نیز پاسخگوی مردم نیست؛ بلکه هر دو در یک «همآبشخوری» پنهان، منافع سازمانی و گروهی را بر منافع عمومی ترجیح میدهند. اکنون، با گذر از دهههای تکرار این رویکرد، نیاز به بازتعریف بنیادین ارتباط ادارات دولتی و اصحاب رسانه، بر پایه شفافیت، پاسخگویی و مطالبهگری حرفهای بیش از پیش احساس میشود.
چالش اصلی: وقتی چشم و گوش جامعه بسته میشود
لمپنیزم در روزنامهنگاری، زمانی رخ میدهد که خط خبری یک رسانه نه بر اساس واقعیتهای میدانی و مشکلات مردم، بلکه بر اساس خطمشیهای صرفاً مدیریتی و جهتگیریهای خاص تنظیم میشود. در این وضعیت، جلسات خبری نه به منظور تشریح عملکرد و پاسخ به نقدها، بلکه به عنوان تریبونی برای تمجید و ارائه آمارهای رنگارنگ تبدیل میشوند. مدیران ادارات نیز به جای نگرانی از عملکرد خود، نگران حفظ رابطه با رسانههای خاص هستند تا از انتقادات مصون بمانند. این چرخه معیوب، اعتماد عمومی را به هم میریزد و باعث میشود مردم نه به رسانهها و نه به سخنان مدیران دولتی اعتماد کنند.
ضرورت جایگزینی: الگوی تعامل حرفهای و سازنده
برای شکستن این سنت ناسالم، باید الگوی «تعامل انتقادی-سازنده» جایگزین شود. این الگو نیازمند تغییر نگاه در دو سوی معادله است:
۱. تغییر رویکرد مدیران دولتی: از پنهانکاری به پاسخگویی
مدیران ادارات باید درک کنند که رسانهها دشمن یا ابزاری برای کسب امتیاز نیستند، بلکه شریکانی در توسعه و پیشرفت کشور هستند. برگزاری منظم جلسات با اصحاب رسانه باید از حالت تشریفاتی خارج شده و به پلتفرمی برای پاسخگویی شفاف تبدیل شود. ادارات باید اطلاعات را به صورت شفاف و بدون سانسور در اختیار خبرنگاران قرار دهند و پرسشهای سخت را نه به عنوان توهین، بلکه به عنوان فرصتی برای رفع اشکال ببینند. شفافیت، بهترین سم برای فساد و ناکارآمدی است.
۲. تغییر رویکرد روزنامهنگاران: از راحتطلبی به مطالبهگری
اصحاب رسانه نیز باید از آسایشگاه رابطههای سنتی خارج شوند. روزنامهنگاری حرفهای یعنی پرسیدن سوالهای سخت و پیگیری پاسخها تا رسیدن به نتیجه. رسانه نباید ابزاری برای فشار بر مدیران رده بالا توسط مدیران رده پایین باشد یا برعکس. رسانه باید صدای ملت باشد و فشار مطالبهگری عمومی را بر مدیران بگذارد تا آنها را به پاسخگویی وادارد. خبرنگار باید بداند که امتیاز واقعی او، دریافت رانت یا دستمزد بیشتر نیست، بلکه اعتماد مخاطب، زیست سالم و حفظ منافع مردم است.
راهکارهای عملیاتی برای اصلاح رابطه
برای تحقق این گذار، پیشنهاداتی زیربنایی قابل ارائه است:
* قانونمندسازی جلسات خبری: جلسات با اصحاب رسانه باید با دستور کار مشخص و فرصت کافی برای پرسش و پاسخ برگزار شود و حضور سخنگویان رسمی و متخصص در این جلسات الزامی گردد.
* نظارت بر عملکرد رسانهها: نهادهای ناظر باید خبرنگاران و رسانههایی که صرفاً بوقهای تبلیغاتی ادارات شدهاند و از نقش نظارتی خود عقبنشینی کردهاند، تذکر دهند.
* تسهیل دسترسی به اطلاعات: اجرای دقیق قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، راهکاری قانونی برای قطع دست رانتخواران اطلاعاتی و ایجاد بستر رقابت سالم میان رسانههاست.
* آموزش متقابل: برگزاری کارگاههای مشترک میان مدیران دولتی و روزنامهنگاران حرفهای برای درک بهتر یکدیگر و یادگیری سواد رسانه و ایجاد زبان مشترکِ به جهت منافع جامعه.
نتیجهگیری: رسانه به عنوان بازوی نظارتی مابین مردم و دولت
دولتها و نظامهای حاکم با تکیه بر مشارکت مردم و نظارت عمومی، نیازمند رسانههایی زنده، منتقد و منصف است. پایان دادن به لمپنیزم روزنامهنگاری و رابطههای آبشخوری، تنها یک خواسته صنفی نیست، بلکه یک ضرورت علمی دانش رسانهای به روز است، برای افزایش کارایی سیستم اداری و ارتقای رضایت عمومی است. زمان آن رسیده است که مدیران، منتقدان را نه در مقابل خود، بلکه در کنار خود برای ساختن جامعهای، سالم، قوی و پیشرفته ببینند و روزنامهنگاران نیز با تکیه بر اخلاق حرفهای، قلم خود را در مسیر روشنگری و مطالبهگری حق مردم به کار گیرند. این تغییر پارادایم، ضامن سلامت جامعه و پیشرفت همهجانبه کشور خواهد بود.
پربیننده ترین
آخرین اخبار
- ● ضرورت بازتعریف رابطه رسانه، جامعه و حاکمیت
- ● روایت زنی که پزشکی را به ریشههایش گره زد/ دکتر شاهغیبی؛ در قلب سلامت کردستان
- ● از چرتکهی ناصرالدینشاهی تهِ بازار تا آب هویج ارزان؛ سلامت عمومی قربانی قیمتشکنی؟
- ● از گردنه صلواتآباد تا کافه الحمرا؛ پاتوق، گفتگو و نقش اجتماعی، روایت سنندج از پاتوقهای شهری (بخش اول)
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهر سنندج (سانان دژ)1
- ● قانون هست، اجرا نیست؛ عدالت شهری در بنبست تصمیمگیری
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
- ● برخی روستاهای دیواندره؛ سالها زیر بارِ محرومیت و بیتوجهیِ فراموششدهاند
- ● شهلا عبدی؛ از قلههای ایران تا دوومیدانی، روایت زن ِکوردِ نابینایی که مرزها را شکست
- ● سنندج در گره زمان و مکان؛ از مدیریت نابینا تا شورای خوابآلود
- ● تأخیر در پرداخت مطالبات سلامت؛ تعرفهها بیاثر و هزینه بیماران بیشتر میشود/ بررسی علل عدم اجرای ماده ۳۸ قانون در دستور کار سازمان بازرسی قرار می گیرد
- ● ۱۲۳ در دیواندره؛ تیمی کوچک با بار بزرگِ مداخله در بحرانهای اورژانسی
- ● حلقههای مفقوده توسعه فرهنگی در منطقه اورامانات
- ● حقوق توانیابان در سنندج همچنان نادیده گرفته میشود