بخش دوم
نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
تئاتر سنندج در طول حيات هنری خود همواره حضوری فعال در عرصههای هنری شهر داشته است. اجراهای نمايشی با حداقل امکانات تنها به خاطر دلبستگی به آن در طول ساليان متمادی همچنان ادامه داشته است.
بقلم؛ محسن رازی

(بخش دوم)
تقريبا اولين گامهای اجرای نمايش در سنندج توسط افرادی مانند: «عبدالله مسيحی» و «نديمپور» برداشته شد. «در سال 1316 .ش در يکی از کاروانسراهای بازار آقای «نديم پور» نمايشی به نام (دو رفيق گرسنه) را روی صحنه آورد. نديمپور ضمن اينکه خود بازيگر نمايش بود، کارگردانی، ساخت دکور، آرايش چهره بازيگران، تهيه و تدارک لباس آنان را نيز برعهده داشت. اما سه ماه بعد محل اجرا آنان تعطيل گرديد. دومين نمايش در همان سال به نام (عبرت) به پيشنهاد آقای شکيبا رئيس وقت اداره معارف سنندج اجرا گرديد.» (د. قطب الدين صادقی) بعدها پس از يک دوره فترت از سال 1324.ش تئاتر از طريق دبيرستانهای شهر در سالنهای متعدد بوسيله دبيران و دانش آموزان بر روی صحنه رفت. ابتدا در سالهای اوليه قبل از کودتای مرداد 1332.ش نمايشهایی مانند: قيام کاوه آهنگر و نادر فاتح هند و در سال 1325.ش، ابراهيم شله (1326.ش)، قهرمان هومان ويسه با بازيگری و کارگردانی محمد نيکپی، مظفر جواهری، رضا معتمدی و... عموما با محتوای انتقادی و گرايش تاريخی چپ تا سال 1332.ش به روی صحنه آمدند.
اجرای نمايش در سالهای بعد از حوادث سال1332.ش همچنان ادامه يافت با اين تفاوت تحتتاثير پيامد رويدادهای اجتماعی و سياسی ناشی از مرداد 32 دچار تحول محتوا و جابجايی بازيگران گرديد، که در نتيجه تئاتر اين دوره تا سالهای آخر حکومت پهلوی کجدار و مريز، با مدارا و مراعات همراه با امر و نهیهای حکومتی همواره به راه خود ادامه داد. عليرغم تحولاتی که منجر به انسداد سياسی سالهای ياد شده گرديده بود، تئاتر سنندج همانند تئاتر ساير مراکز بزرگ هنر نمايش ايران مانند تهران و مراکز معروف تئاتر کشور همچنان به حيات هنری خود ادامه داد. در اين احوال مراکز آموزشی شهر مانند: دبيرستانهای شاهپور، هدايت، بوعلی، مستوره اردلان، هشتم اسفند، پروين اعتصامی، هنرستان صنعتی، دانشسرای تربيت معلم با بازيگران و کارگردانهای خلاق و تلاشگری مانند: هوشنگ معتمدی، يوسف عرشی، غلام رومی، مظهرخالقی، فريبرز حاجيان، ايوب کابلی، شهريار عرشی، قطبالدين صادقی، بهروز غريبپور، محمدعلی عبدالملکی، مظلومی، کامبيز عرشی با بازی در نمايشهای (آرش کمانگير و سفرسبز در سبز)، داريوش محررزاده، سيمين چايچی، ماری سياهکوهی، شهناز عباسپور، گيتی رشيدی و در سالهای بعد کسانی مانند: صابر دلبينا، محمدخليلی فرد، محمد رستمی، شهرام ميرزايی، سيروس بهرامی، حسن ترقی و... با به روی صحنه آوردن آثاری مانند: فرزند ناخلف، حافظ، موسی و شبان، ضحاک، شگفتیهای زندگی، پايداری، آهوان بلورين، دختر آفتاب، سور و سوگ سهراب، ماه عسل و... به حيات اين هنر فاخر و ارزنده رونق بخشيدن. در سال 1350.ش اداره فرهنگ و هنر وقت اقدام به تاسيس سالن نمايشی بنام تالارفرهنگ کرد که گروههای نمايشی آثار خود را درآن محل به اجرا میگذاشتند.
در سالهای دهه 60 شيوهی تازهای از اجرای تئاتر تحت عنوان تئاتر خيابانی در کشور پای گرفت که بسيار زود توجه محافل هنری و جامعه هنردوستان را به خود جلب کرد. اين شيوه جديد از نمايش که باحضور مستقيم درعرصه جامعه يعنی اجرای ساده بدون رعايت الزامات آرايشی از قبيل گريم و لباس همراه با موسيقی خود را از تنگناهای فضای محدود تالارها و سالنهای نمايش رهانيد و مستقيم با مخاطبان عادی خود در ميادين و خيابانهای شهرها رو در رو وارد ارتباط، ديالوگ و گفتگو گرديد. تئاترخيابانی در سنندج به سبب بيان صميمی مشکلات روزمره مردم و با بهره گرفتن از غنای فرهنگ عمومی کوردستان و اجراهای موفق با اسقبال عمومی رو برو گرديد. اين تئاتر نه تنها درسنندج بلکه درشهرهای ديگر استان مانند: مريوان، سقز، ديواندره با اقبال عمومی روبرو گرديد. شهرسنندج و کوردستان با برپايی ساليانه جشنوارهها و فيستوالهای نمايشی گوناگون تحت عنوان تئاتر خيابانی در بيشتر شهرهای استان شاهد موفقيت و برتری اين هنرخلاق مردمی در ايران هستيم. که آخرين برنامه تحت عنوان هيجدهمين جشنواره بين المللی تئاتر خيابانی قرار است در تاريخ 3 تا 7 آبانماه سالجاری در شهر مريوا ن برگزار گردد.
از اين روی میتوان گفت که تئاتر خيابانی سنندج و کوردستان بهعنوان يکی از قطبهای شاخص و اصلی اين نوع از نمايش در ايران به شهرت رسيده است.

افراد از راست: آقايان قطب الدين صادقی کارگردان، ايرج چشتی در نقش آقای تپان، صمد شهبازی در نقش (پزو)، زنده ياد نصرت مظلومی در نقش(دوست آقای تپان)، علی صدقی در نقش(مامور صليب سرخ)، نشسته از راست: روانشاد ابراهيم ترکمن (مسئول صدا)، سهِل پارسا در نقش (مامور صليب سرخ) و روانشاد هوشنگ معتمدی (دکوراتور). در اجرای نمايش(پيک نيک درميدان) اثر نويسنده بزرگ آرژانتينی، فرناندو آرابال.
آخرین اخبار
- ● روایت زنی که پزشکی را به ریشههایش گره زد/ دکتر شاهغیبی؛ در قلب سلامت کردستان
- ● از چرتکهی ناصرالدینشاهی تهِ بازار تا آب هویج ارزان؛ سلامت عمومی قربانی قیمتشکنی؟
- ● از گردنه صلواتآباد تا کافه الحمرا؛ پاتوق، گفتگو و نقش اجتماعی، روایت سنندج از پاتوقهای شهری (بخش اول)
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهر سنندج (سانان دژ)1
- ● قانون هست، اجرا نیست؛ عدالت شهری در بنبست تصمیمگیری
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
- ● برخی روستاهای دیواندره؛ سالها زیر بارِ محرومیت و بیتوجهیِ فراموششدهاند
- ● شهلا عبدی؛ از قلههای ایران تا دوومیدانی، روایت زن ِکوردِ نابینایی که مرزها را شکست
- ● سنندج در گره زمان و مکان؛ از مدیریت نابینا تا شورای خوابآلود
- ● تأخیر در پرداخت مطالبات سلامت؛ تعرفهها بیاثر و هزینه بیماران بیشتر میشود/ بررسی علل عدم اجرای ماده ۳۸ قانون در دستور کار سازمان بازرسی قرار می گیرد
- ● ۱۲۳ در دیواندره؛ تیمی کوچک با بار بزرگِ مداخله در بحرانهای اورژانسی
- ● حلقههای مفقوده توسعه فرهنگی در منطقه اورامانات
- ● حقوق توانیابان در سنندج همچنان نادیده گرفته میشود
- ● زنِ خوب یا جهانِ بد؟ تحلیل شخصیتهای نمایشنامهای که فضیلت را در تنگنا میگذارد