وقتی گردباد زرد دوباره برمیخیزد؛
«پاریزهر» سنندج طوفانی شد؛ پیروزی قاطع ۴ بر ۱ و پایان نیمفصل
«پاریزهر» سنندج در یکی از پرهیجانترین بازیهای نیمفصل، با برد قاطع ۴ بر ۱ برابر فولاد آلیاژی نعیمآباد دوباره نشان داد هنوز توان برخاستن دارد. گل زودهنگام و برنامهریزی دقیق، جریان بازی را کاملاً به سود زردپوشان برگرداند و سالن را به آتش کشید. حالا پرسش اصلی این است: آیا این تیم میتواند با حمایت مردم و مسئولان، مسیر بازگشت به روزهای اوج را کامل کند؟
مرتضی حق بیان
ئایان- «پاریزهر» عصر جمعه فقط نبُرد؛ طوفانی شد که از لحظه اول، تار و پود دفاع نعیمآباد را از هم پاشید و با گلِ ثانیههای ابتدایی، سالن خانه هندبال سنندج را تا مرز انفجار برد. نمایندهی کردستان با اجرای برنامهای منسجم و آغاز طوفانی، موفق شد فولاد آلیاژی نعیمآباد یزد را با نتیجه ۴ بر ۱ شکست دهد و نیمفصل را با روحیهای تازه به پایان برساند.
مردمی که به عشق تیمشان آمده بودند، از دقیقه اول ایستادند و تا آخرین سوت، نفس نگذاشتند روی سکوها بنشیند. سالن خانه هندبال سنندج ازهمان ثانیه اول زیرصدای یکپارچه هواداران میلرزید؛ هوادارانی که همچون یارششم، جریان بازی را به سود تیمشان خم کردند.
گل زودهنگام پاریزهر، نقطه عطفی شد که تمامی برنامههای حریف را بر هم زد. دروازه نماینده یزد زیر سنگینترین توپخانه هفته قرار گرفت؛ کردستانیها با اتکا به حملات پرفشار و آنالیز دقیق تیم یزد، عملاً کنترل میدان را در دست گرفتند و بارها دروازه حریف را در معرض خطر جدی قرار دادند. حمله پشت حمله، ضربه پشت ضربه. دروازه حریف همانقدر شلوغ شد که برلین در روزهای سقوطش؛ تسلیم، بیدفاع، بیپناه. پاریزهر از همان شروع نشان داد که اینبار نه آمده بازی کند، نه آمده امتیاز بگیرد؛ آمده احساس بدهد؛ به خودش، به تماشاگر، به تیمی که مدتهاست با کمترینها زنده مانده.
سالهاست فوتبال این استان را دختران فوتبالیست و فوتسالیست و جوانانی مثل «پاریزهر» و «آبیدر سنندج» سرپا نگه داشتهاند؛ تیمهایی که با وجود کمبود امکانات و پشتوانه مالی محدود، سهم مهمی در حفظ نشاط ورزشی استان داشتهاند. مثل قطرههای آبی که اصرار دارند یک شهر را سیراب کنند. پرسش قدیمی هنوز روی میز مانده: تا کی قرار است این چراغ با نفتِ جیب بازیکن و مربی بسوزد؟
«پاریزهر» یکباردیگر ثابت کرد، توان برخاستن دارد؛ بُغرنج، زخمی، اما زنده. آیا دوباره به اوجِ گردبادگونهاش برمیگردد؟ جوابش را شاید باید در سکوت سکوها، یا در چهرههایی جستوجو کرد که با چهار انگشتِ بالا رفته، سالن را ترک کردند.
اسعد امجدی- سرمربی تیم «پاریزهر»
آخرین اخبار
- ● روایت زنی که پزشکی را به ریشههایش گره زد/ دکتر شاهغیبی؛ در قلب سلامت کردستان
- ● از چرتکهی ناصرالدینشاهی تهِ بازار تا آب هویج ارزان؛ سلامت عمومی قربانی قیمتشکنی؟
- ● از گردنه صلواتآباد تا کافه الحمرا؛ پاتوق، گفتگو و نقش اجتماعی، روایت سنندج از پاتوقهای شهری (بخش اول)
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهر سنندج (سانان دژ)1
- ● قانون هست، اجرا نیست؛ عدالت شهری در بنبست تصمیمگیری
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
- ● برخی روستاهای دیواندره؛ سالها زیر بارِ محرومیت و بیتوجهیِ فراموششدهاند
- ● شهلا عبدی؛ از قلههای ایران تا دوومیدانی، روایت زن ِکوردِ نابینایی که مرزها را شکست
- ● سنندج در گره زمان و مکان؛ از مدیریت نابینا تا شورای خوابآلود
- ● تأخیر در پرداخت مطالبات سلامت؛ تعرفهها بیاثر و هزینه بیماران بیشتر میشود/ بررسی علل عدم اجرای ماده ۳۸ قانون در دستور کار سازمان بازرسی قرار می گیرد
- ● ۱۲۳ در دیواندره؛ تیمی کوچک با بار بزرگِ مداخله در بحرانهای اورژانسی
- ● حلقههای مفقوده توسعه فرهنگی در منطقه اورامانات
- ● حقوق توانیابان در سنندج همچنان نادیده گرفته میشود
- ● زنِ خوب یا جهانِ بد؟ تحلیل شخصیتهای نمایشنامهای که فضیلت را در تنگنا میگذارد