یادگارهای مستطیل سبز؛ بهانهای برای واکاوی جاماندگیِ فوتبال کردستان
در زمین استقلال سنندج، پیشکسوتان فوتبال خاطرات گلها و روزهای پرهیجان را زنده نگه میدارند؛ فوتبالی که در کردستان همواره با اخلاق، رفاقت و ازخودگذشتگی شناخته شده است. این گزارش کوتاه، به یاد و تلاش چهرههایی اشاره میکند که بدون ادعا، با عشق و تعهد، فوتبال استان را زنده نگه داشتهاند.
ئایان-مرتضی حقبیان
در گوشهای از زمین استقلال (تاج سابق) سنندج، پیشکسوتان فوتبال هنوز ازهیجان گل زدن حرف میزنند. هر نفسی که در هوای خنک پاییزی به بخار تبدیل میشود، پشت خود تجربهها و خاطراتی را حمل میکند که با هیچ معیاری قابل سنجش نیست. فوتبال کردستان همواره بیش از آنکه با حرفهایگری تعریف شود، با اخلاق، رفاقت و ازخودگذشتگی شناخته شده است. اما قصهی تلخ بیحاصلی این فوتبال در سطح کشور، ماجراییست که تنها با دانش فنی و سرمایه اقتصادی فهم نمیشود؛ بلکه باید آن را در آینهی جامعهشناسی، روانشناسی و واقعیتهای فرهنگی این سرزمین نیز واکاوی کرد. فوتبال کردستان، قصهای تلخ اما ناگفته در دل خود دارد.
با وجود قدمت طولانی فوتبال در کردستان، این ورزش هرگز نتوانسته در سطح ملی به جایگاهی متناسب با ظرفیتهای خود برسد. بخش عمدهی افتخارات فوتبال استان تنها به ظهور مقطعی چند بازیکن مستعد خلاصه شده؛ استعدادهایی که هرچند سال یکبار بهعنوان پدیدهای تازه مطرح میشوند وموفقیتشان نیز بیشتر حاصل تلاش فردی است تا نتیجه حمایت ساختاری و برنامهریزیشده. افرادی مانند رضا یغموری، بیژن ذولفقارنسب، حبیب صالحی، رئوف زارعی،
در دهههای شصت و هفتاد شمسی، باشگاههایی در ردههای پایه فعال بودند که استعدادهای ارزشمندی را پرورش دادند، اما بسیاری از آن جوانان در همان مقاطع شکوفایی از مسیر رشد بازماندند. در سالهای اخیر نیز تیم فوتبال بانوان و باشگاه آبیدر سنندج در ردههای پایه توانستهاند تا حدودی نتایج قابل قبول کسب کنند؛ موفقیتهایی که اگر در چارچوب محدودیتهای امکانات استان سنجیده شود، قابل احترام است، اما در مقیاس ملی همچنان فاصلهای چشمگیر با استانداردهای رقابتی وجود دارد.
این نقد، نادیدهگرفتن تلاش مربیان، مدیران و بازیکنان باشگاه آبیدر سنندج نیست؛ بلکه تلاشی است برای واکاوی موانع و چالشهایی که فوتبال کردستان را سالها در مسیر ناکامی نگاه داشته است. ادعاهای فراوانی در فضای فوتبال استان مطرح میشود، اما اگر دقیقتر و بدون تعارف به آنها بنگریم، بسیاری از این ادعاها چیزی بیش از طبلهای توخالی نیستند. همچنین هر از گاهی سخن از نقش افراد، جریانها و حتی «شبکههای پنهان» به میان میآید، اما واقعیت این است که چنین گمانهزنیهایی غالباً بیشتر به تسویهحسابهای شخصی شباهت دارد؛ چراکه اگر بنا باشد فساد مالی را مقایسه کنیم، بخشهای دیگری در استان بهمراتب وضعیتی عمیقتر و نگرانکنندهتر از فوتبال دارند.
در میان این همه آشفتگی و بیثباتی، نامهایی وجود دارند که بدون ادعا، بیهیاهو و با عشق و تعهد برای پیشرفت فوتبال کردستان تلاش کردهاند؛ کسانی که یادآوری و قدردانی از آنها نه یک سنت رایج رسانهای، بلکه بخشی از نگاه مردمی و صمیمی این گزارش است.
گفتنی است جای خالی بسیاری از چهرههای مؤثر در این فهرست احساس میشود و در فرصتی دیگر، مفصل به آنها پرداخته خواهد شد.
علی خشنودی، بهاالدین صدوقی، رضا یغموری، شادروان موسی تیمن، شادروان رضا غنیمی، هوشنگ پیرظهیری، عابد خورشیدی، شادروان یدالله مفاخری، شادروان محمد پیشوا، تیموری عسکری، داریوش زراری، آقای فاضلی، همایون قمری، منوچهر عثمانپور، امجد دلاوری، محمد احمدی، آقای سامری و باشگاه فرهنگی ـ ورزشی آبیدر سنندج.

آخرین اخبار
- ● روایت زنی که پزشکی را به ریشههایش گره زد/ دکتر شاهغیبی؛ در قلب سلامت کردستان
- ● از چرتکهی ناصرالدینشاهی تهِ بازار تا آب هویج ارزان؛ سلامت عمومی قربانی قیمتشکنی؟
- ● از گردنه صلواتآباد تا کافه الحمرا؛ پاتوق، گفتگو و نقش اجتماعی، روایت سنندج از پاتوقهای شهری (بخش اول)
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهر سنندج (سانان دژ)1
- ● قانون هست، اجرا نیست؛ عدالت شهری در بنبست تصمیمگیری
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
- ● برخی روستاهای دیواندره؛ سالها زیر بارِ محرومیت و بیتوجهیِ فراموششدهاند
- ● شهلا عبدی؛ از قلههای ایران تا دوومیدانی، روایت زن ِکوردِ نابینایی که مرزها را شکست
- ● سنندج در گره زمان و مکان؛ از مدیریت نابینا تا شورای خوابآلود
- ● تأخیر در پرداخت مطالبات سلامت؛ تعرفهها بیاثر و هزینه بیماران بیشتر میشود/ بررسی علل عدم اجرای ماده ۳۸ قانون در دستور کار سازمان بازرسی قرار می گیرد
- ● ۱۲۳ در دیواندره؛ تیمی کوچک با بار بزرگِ مداخله در بحرانهای اورژانسی
- ● حلقههای مفقوده توسعه فرهنگی در منطقه اورامانات
- ● حقوق توانیابان در سنندج همچنان نادیده گرفته میشود
- ● زنِ خوب یا جهانِ بد؟ تحلیل شخصیتهای نمایشنامهای که فضیلت را در تنگنا میگذارد