روایتی از ریشههای باور و روزه در آیین یاریِ مردمان کُرد
خاونکار؛ آیین ماندگار یارسان (اهل حق)
خاونکار تنها یک روزه نیست؛ این آیین روایت ماندگار ایمان، پایداری و یاری در فرهنگ مردم کرد است. ریشه در تاریخ و اسطورههای یارسان دارد و امروز همچنان با شور و احترام برگزار میشود.
بقلم: جهانشاه رضایی
یکی ازمهمترین مراسم مردم یارسان مراسم روزه ی « مَرنو » یا خاونکار است.
« مَر یا مهر» درزبان کُردی به معنی غار و« نُو» نام غاری است. این غاردرکردستان عراق و درنزدیکی مرز ایران وکوشک پردیور قرار دارد.
شیخ عیسی برزنجه ای پدرحضرت «سلتان سهاک » (سلطان صحاک)خود ازمحققان، عارفان وسالکان و دارویش عهد خود بوده و حضرت سلطان بدین سبب با مسلک وادیان مختلف آشنا و بدنبال آن به تحقیق وتفحص میپردازد و دین یاری، دین ایرانیان باستان قبل ازحضرت زرتشت را، که در دورههای قبل ازاو، بزرگانی چون حضرت بهلول و یاران وفادارش، که جان خود را برسراحیای آن نهادند را بر میگزیند و به تبلیغ آن می پردازد، که موجب خشم شیوخ و رهبران دینی آن سامان میشود، تا آن حد که برادرانش را علیهاش میشورانند. حضرت سلطان تا زمان حیات پدر، از آزار و اذیت دشمنان دور میماند. بعد از وفات پدرش بر اثر فشار دشمنانش مجبور به هجرت با یاران همیشگیش « داوو، پیرمُویسی و پیربنیامین» (داوو، پیرموسی و پیربنیامین) میشود، دشمنان به همراه برادرانش به رهبری چیچک سپاهی فراهم آورده و به تعقیبشان میپردازند، حضرت سلطان و یارانش درغار«مَرَ نُو» به مدت سه شبانه روز، بدون آب وغذا، اتراق میکنند و به مبارزه با آنان میپردازند، دراین هنگام چنان مه و توفان شدیدی پدید میآید که باعث هلاکت بیشترسپاهیان چیچک شده و باقی ماندۂ آنها نیزمجبور به بازگشت میشوند. در روزسوم دایراک خاتون « مادر حضرت سلطان » خروسی را آب پز نموده وهمراه یک من برنج پلوشده برای حضرت سلطان و یارانش میبرد، که آنان هم بعد از سه روز تشنگی و گرسنگی با آن افطار مینمایند، ازآن سال به بعد به دستورسلطان و به خاطر پاسداشت وجانفشانی یارانش هرساله مردم یارسان این سه روز را روزه میگیرند و روزچهارم را به جشن و دید و بازدید وعرض تبریک و تجدید پیمان یاری میپردازند.
لازم به ذکر است مردم یارسان مردمانی با صفا وخونگرم، صلح جو، عدالتخواه و بیکینه میباشند، که بیشتر درکشورهای ایران، ترکیه، سوریه وعراق ساکن هستند.
پربیننده ترین
آخرین اخبار
- ● ضرورت بازتعریف رابطه رسانه، جامعه و حاکمیت
- ● روایت زنی که پزشکی را به ریشههایش گره زد/ دکتر شاهغیبی؛ در قلب سلامت کردستان
- ● از چرتکهی ناصرالدینشاهی تهِ بازار تا آب هویج ارزان؛ سلامت عمومی قربانی قیمتشکنی؟
- ● از گردنه صلواتآباد تا کافه الحمرا؛ پاتوق، گفتگو و نقش اجتماعی، روایت سنندج از پاتوقهای شهری (بخش اول)
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهر سنندج (سانان دژ)1
- ● قانون هست، اجرا نیست؛ عدالت شهری در بنبست تصمیمگیری
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
- ● نگاهی به تاريخ تئاتر شهرسنندج (سانان دژ)
- ● برخی روستاهای دیواندره؛ سالها زیر بارِ محرومیت و بیتوجهیِ فراموششدهاند
- ● شهلا عبدی؛ از قلههای ایران تا دوومیدانی، روایت زن ِکوردِ نابینایی که مرزها را شکست
- ● سنندج در گره زمان و مکان؛ از مدیریت نابینا تا شورای خوابآلود
- ● تأخیر در پرداخت مطالبات سلامت؛ تعرفهها بیاثر و هزینه بیماران بیشتر میشود/ بررسی علل عدم اجرای ماده ۳۸ قانون در دستور کار سازمان بازرسی قرار می گیرد
- ● ۱۲۳ در دیواندره؛ تیمی کوچک با بار بزرگِ مداخله در بحرانهای اورژانسی
- ● حلقههای مفقوده توسعه فرهنگی در منطقه اورامانات
- ● حقوق توانیابان در سنندج همچنان نادیده گرفته میشود